بخش اول
بسم الله الرحمن الرحیم سرور پیامبران و شریف ترین پیشینیان و مردمان بازپسین که درود خداوند بر او و تبار وی باد فرمود آن گاه که دل مؤمن از خوف خداوندی به لرزه درآید چونان که برگ از د...

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ میشود. از آثار او میتوان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةالحساب، تشریح الافلاک و دو مثنوی معروف «نان و حلوا» و «شیر و شکر» اشاره کرد. وی در سال ۱۰۳۰ هجری قمری در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازهٔ او را به مشهد انتقال دادند و در مسجد گوهرشاد دفن کردند.
بسم الله الرحمن الرحیم سرور پیامبران و شریف ترین پیشینیان و مردمان بازپسین که درود خداوند بر او و تبار وی باد فرمود آن گاه که دل مؤمن از خوف خداوندی به لرزه درآید چونان که برگ از د...
پروردگار یگانه و یاور را سپاس و درود وی بر سرورمان محمد و تبار او باد اما بعد پس از آن که من از تالیف کتاب المخلاه فارغ شدم - همان کتاب که از هر چیزی نیک ترین و شیرین ترینش را در خ...
بلبل اگر نه مست گل است این ترانه چیست گر نیست عشق زمزمه ی عاشقانه چیست ساقی اگر نه پرده فتادی زروی کار می گفتمت که نغمه ی چنگ و چغانه چیست پرواز کرد طایر ادراک سالها معلوم او نشد ک...
یاران برخیزید و پیام مرا بدنیا رسانید که هر دم برنگی درآید و از من گوییدش فریبکارا از ما دور شو مگر نه این است که ما بکارها و گفتارهایت آشناییم بهر چشمان ما خود را آرایش مکن چرا که...
شود که گویند گرد شده ی قرآن را نشاید که تصنیف خواند زیرا که ظاهر آن است که تصنیف بایستی تمام سخن منصف بود پاسخ آن است که بدان دلیل که گفتی گرد شده ی قرآن را نتوانیم تصنیف گفت گردآو...
بسم الله الرحمن الرحیم سرور آدمیان و شفیع روز رستاخیز که درود خداوند بر او و تبارش باد گفت دنیا خانه ی بلاست و منزلگه رنج و روزی اندک ارواح سعادتمندان از آن دل آکنده و خود از دست ب...
بسم الله الرحمن الرحیم سرور پیامبران شریف ترین اولین و آخرین که درود خدا بر او و تبارش باد در یکی از خطبه های خویش - آن گاه که بر ناقه ی غضباء بود - فرمود ای مردم گویی که مرگ بر غی...
چو می بینم کسی کز کوی او دلشاد می آید فریبی کز وی اول خورده بودم یاد می آید گرم اقبال روزی یار گردد غنوده بخت من بیدار گردد برآن درگاه خواهم داد از این دل مسلمانان مرا فریاد از این...
در خرقه چو آتش زدی ای سالک عارف جهدی کن و سرحلقه ی رندان جهان باش هاتفی از گوشه ی میخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش عفو الهی بکند کار خویش مژده ی رحمت برساند سروش این خرد خام به می...
ابوالربیع زاهد به داود طایی گفت مرا پندی ده گفت از دنیا روزه بگیر و افطارات را آخرت نه از مردمان نیز چونان بگریز که از شیر شرزه صاحبدلی می گفت ای یاران صفا این زمان زمان سکوت است و...
مرا نوشاندند و گفتند سیراب شدنی نیستی هر چند اگر کوههای سراه را بنوشانند سیراب شود بر یاد قدت دل رهی ناله کند چون مرغ که بر سرو سهی ناله کند گویند مکن ناله و این غم که مراست بر دل ...
این فقیر محمد بهاالدین عاملی - که خدایش ببخشایاد - گوید از جمله ی آنچه که اصحابنا - خداوند اسرارشان را قدسی کناد و جایگاهشان را در جنت والابراد - در اثبات وجوب عقلانی سپاسگزاری از ...
از سخنان افلاطون آن کس که هنگام خشنودی از تو ترا به آن زیبایی که در تو نیست مدح گوید هنگام خشم برتو ترا به قبیحی که در تو نیست نکوهش خواهد کرد بطلمیوس گفت خردمند از این که اندیشه ا...
صوفیی را گفتند خرقه ی خویش نفروشی گفت اگر صیاد تور خویش بفروشد به کدام وسیله به شکار نشیند این که گویند فلان هراز بر تمیز نمی دهد بدان معنی است که کسی را که بوی نیکی می کند از کسی ...
ای به پهلوی تو دل در پرده سر از این پرده برون ناورده یکدم از پرده ی غفلت به درآی باشد این راز شود پرده گشای نیست این پیکر مخروطی دل بلکه هست این قفس طوطی دل گر تو طوطی زقفس نشناسی ...
از رویدادهایی که بین حسن صباح و وزیر خوشوقت نظام الملک اتفاق افتاد آن که سلطان ملکشاه فرمان داد مقداری مرمر از حلب به اصفهان آورند یکی از اهل بازار عسکر شتران دو مرد عرب را برای حم...
دلا دیده ی دوربین برگشای در این دیر دیرینه ی دیرپای بدین غور دور شبان روزی اش به خورشید و مه عالم افروزی اش نگویم قدیم است از آغاز کار که باشد قدم خاصه ی کردگار حدوث ارچه شد سکه ی ...
افلاطون گفت عشق نیرویی غریزی است که از وسوسه های خواستن و سایه های خیال عاید صورت طبیعی گردد و دلیران را بزدلی آرد و بزدلان را دلیر کند و هر انسانی را خویی بخشد که عکس خوی او بود ح...
مولف گفت ملاقات بایزید بسطامی و ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق ع و آبکشی بایزید را در خانه ی آن حضرت بسیاری از تاریخ نویسان ذکر کرده اند از جمله فخررازی در شماری از کتب کلامی خویش سی...
حکیمی گفت هر گاه بدانشی دست یافتی نور آن دانش به تیرگی گناهان خاموش مساز چه در آن صورت روزی که دانشمندان به نورد دانش خویش راه سپرند تو در تاریکی مانی از پیامبر ص نقل است که فرمود ...
هستی با همه ی اجزایش سخن همی گوید وان من شی ء الا یسبح بحمده ولکن لاتفقهون تسبیحهم اما سخن برخی بگوش می آید فهمیده نیز شود همچنان گفتگوی دو تن که بزبان واحد با یکدیگر سخن گویند و ص...
از نهج البلاغه بندگان خدا پرهیز پیشه کنید و با کارهای خویش برمرگتان پیشی گیرید و آنچه باقی است به بهای آنچه فانی است خریداری کنید بار بر بارگی نهید چه سفرتان ناگزیر بود و مرگ بر سر...
امیر مؤمنان علیع را روزی که بر قاطری به جنگ بود گفتند کاش اسبی را بر همی نشستی فرمود من از کسی که حمله آرد نگریزم و بر آن کس که گریزد حمله نبرم از این رو همین قاطر کفایتم می کند از...
سقراط حکیم را روایت کرده اند که کسی پرسیدش سبب زیادتی سرور تو و اندکی غمانت چیست گفت از آن است که چیزی گرد نمی کنم که از میان رفتنش دلتنگم کند خیال روی تو در خاطر است خلقی را کسی م...