شمارهٔ ۲ - لابه حکیم
ملکالشعرا بهارفریاد از این جهان و از این دنیا
وین رسم ناستوده نازیبا
برباد رفته قاعده موسی
و از یاد رفته توصیه عیسی
توراه گشته توریه بدعت
انجیل گشته واسطه دعوا
خلق محمدی شده مستنکر
دستور ایزدی شده مستثنی
هامون به خود نبیند جزکوشش
دریا به خود نبیند جز غوغا
گرد قتال خیزد از این هامون
طوفان مرگ خیزد از این دربا
بر ماهتاب تیر زند کتان
بر آفتاب تیغ کشد حربا
خون می چکد زکلک سیاسیون
جان می طپد ز رای ذوی الارا
جور و فساد سرزده درگیتی
صلح و سدادگم شده از دنیا
قومی پلنگ خوی ز هرگوشه
درهم فتاده اند پلنگ آسا
گرگان آدمی رخ و آدم خوار
دیوان آهنین دل و آهن خا
