شمارهٔ ۱۷۲ - مولودیه و منقبت
ملکالشعرا بهارزهی به کعبه شرافت فزای رکن و حطیم
زهی مقام تو فخر مقام ابراهیم
زهی حریم تو چون کعبه لازم الاکرام
زهی وجود تو چون قبله واجب التعظیم
زهی بلندتر اندر همم ز چرخ بلند
زهی عظیم تر اندر شرف ز عرش عظیم
زهی علی و نماینده تو هرچه علو
زهی علیم و ستاینده تو رب علیم
علی عالی اعلا ابوالحسن حیدر
که شد صحیح ز فضل تو روزگار سقیم
به صورت ار چه ز بوطالبی ولی به صفت
فکنده برگل آدم مشیت تو ادیم
به فلک نوح تو بودی زمامدار نجات
برود نیل تو بودی طلایه دار کلیم
چنین که علم تو را نیست منتها شاید
گر اعتراف نمایم که عالم است قدیم
میان لجه شرع محمدی کعبه است
همان صدف که در او زاد چون تو در یتیم
برون ز یک سخنت حکمتی نمی بینند
اگر به چله نشینند صدهزار حکیم
