شمارهٔ ۲۴۹ - شاعری در زندان
ملکالشعرا بهارآنچه در دوره ناصری
مرد و زن کشته شد سرسری
آن به عنوان لامذهبی
این به عنوان بابیگری
آن به عنوان جمهوریت
این به عنوان دانشوری
وانچه شد کشته در چند شهر
بین شیخی و بالاسری
شد ز نو تازه در عهد ما
آن جنایات و کین گستری
دوره پهلوی تازه کرد
عادت دوره ناصری
نام مردم نهد بلشویک
این زمان دشمن مفتری
بلکه زان دوره بگذشت هم
شد عیان دوره بربری
آخر نام هرکس که بود
کاف کافی بود داوری
بلشویک است و یار لنین
خصم سرمایه و قلدری
بایدش بی محابا بکشت
از ره امنیت پروری
جمله ماندند باز از عمل
