شمارهٔ ۲۵۴ - نثار به پیشاهنگان
ملکالشعرا بهارای قد تو چون سرو جویباری
وی عارض تو چون گل بهاری
ای لعل تو چون خاتم بدخشی
وی زلف تو چون نافه تتاری
دامان تو ماننده دل من
پاکیزه تر از برف کوهساری
رخسار تو مانند خاطر من
تابنده تر از ماه ده چهاری
ای فتنه مشکو به دلفریبی
وی آفت میدان به جان شکاری
برداشته در بزمگه به صحبت
زنگ ازدل یاران به شادخواری
برتافته در رزمگه ز غیرت
سر پنجه گردان کارزاری
زیر لبت اندر شرنگ و شهد است
گاه سخط و گاه بردباری
