شب قدر
ملکالشعرا بهارای شب قدر و ای خزانه اجر
و سلام علیک حتی الفجر
رخ خوبت بناکننده وصل
سر زلفت فناکننده هجر
دل پاکت زلال چشمه فیض
دم صبحت کلید مخزن اجر
نور بخشی و رنج کاهی تو
بهتر ار صدهزار ماهی تو
شدم از فرقتت بتاب ای شب
ازمن خسته رخ متاب ای شب
مطلع دیده ام ز دیدن تو
شده پرنور آفتاب ای شب
وصلت ای شب به من شده است حلال
گشته برمن حرام خواب ای شب
عجبا للمحب کیف ینام
کل نوم علی المحب حرام
داشتم در دل ای شب طناز
آرزوی تو در شبان دراز
هجرت امشب کشیده پرده به روی
وصلت امشب گشاده چهره به ناز
فخرت این بس به روزهاکه شدی
شب میلاد سبط شاه حجاز
