انتقاد از انجمن همت
باز بر شاخسار حیله و فن انجمن کرده اند زاغ و زعن زاغ خفته در آشیان هزار خار رسته به جایگاه سمن بلبلان را شکسته بال نشاط گلبنان را دریده پیراهن ابر افکنده از تگرگ خدنگ آب پوشیده زین
۱۳ شعر از ملکالشعرا بهار
باز بر شاخسار حیله و فن انجمن کرده اند زاغ و زعن زاغ خفته در آشیان هزار خار رسته به جایگاه سمن بلبلان را شکسته بال نشاط گلبنان را دریده پیراهن ابر افکنده از تگرگ خدنگ آب پوشیده زین
اندرین شهر پدید آمده مادامی چند بسته بر پای دل خسته ما دامی چند گشته ایام به کام دل ناکامی چند بعد از این ما و سر زلف گل اندامی چند فتنه در شهر فزون است به ما کاری نیست رایت امن نگ
یاران روش دگر گرفتند وز ما دل و دیده برگرفتند از مسلک ما شدند دلگیر پس مسلک خوبتر گرفتند در سایه طبع اعتدالی پیرایه مختصر گرفتند هر زشتی را نکو گزیدند هر نفعی را ضرر گرفتند وز خارج
دوشینه ز رنج دهر بدخواه رفتم سوی بوستان نهانی تا وارهم از خمار جانکاه در لطف و هوای بوستانی دیدم گل های نغز و دلخواه خندان ز طراوات جوانی مرغان لطیف طبع آگاه نالان به نوای باستانی
اردیبهشت نوحه و آغاز ماتم است ماه ربیع نیست که ماه محرم است گر باد نوبهار وزد اندرین ربیع همچون محرم از چه جهان غرق ماتم است در عاشر محرم اگرکشته شد حسین در عاشر ربیع چرا دل پر از