بخش ۳ - دربرآمدن آفتاب روز غم اندوز عاشورا و صف آرایی هردو لشگر در برابر یکدیگر گوید
الهامی کرمانشاهیسپیده چو زین چرخ پیروز گون
عیان گشت خور چون یکی طشت خون
ستاره چو خون ریخت از دیده چرخ
جهان از همه خون فلک داد برخ
ز نو دست صباغ این کهنه دن
که او را بود پیشه دستان و فن
در آن روز آهنگ نیرنگ کرد
ز خون کرته خاک را رنگ کرد
هوا گشت بر گونه آذرخش
زمین شد به کردار کان بدخش
سپاه خدا سجده پرداختند
یکی نامور انجمن ساختند
برایشان یکی خطبه برخواند شاه
که ای نامداران ناورد خواه
به رزم اندرین روز پای آورید
همان امر یزدان به جای آورید
