بخش ۵ - به میدان رفتن حضرت امام علیه السلام و اتمام حجت فرمودن او
الهامی کرمانشاهیبیاراست فرزند پاک بتول
سروبربه دستار و رخت رسول
نشست از بر اسب فرخ نیا
چو دادار بر کرسی کبریا
برافکند اسب نبی زی سپاه
درآمد به میدان آوردگاه
چو او را بدیدند اهل عراق
نبی ع بود گفتی به پشت براق
وزان پس دردرج گوهر گشود
یکی خطبه چونان که باید سرود
بگفتا که ای قوم پرخاشگر
مرا می شناسید جد و پدر
همان بانوی خلد مادر مرا
حسن ع نام گستر برادر مرا
همان جده ام مام پاک بتول ع
که کرداو نخست این بهین دین قبول
همان حمزه و جعفر اعمام من
همان دودمان نکونام من
