بخش ۲۷ - در بیان مغلوبه کردن شمر شریر جنگ را
الهامی کرمانشاهیچو شمر این چنین دیدکان صفدران
ندارند باک از سپاه گران
به کوفی سپه گفت کاین رای نیست
شمارا به پیکارشان پای نیست
چنین گر یکایک نبرد آورند
سرما همه زیر گرد آورند
همه همعنان بر به یاران شاه
بتازید در پهنه ی رزمگاه
به لشگرگه شاه دین رو نهاد
درکینه و جنگ جستن گشاد
ز سویی دگر نابکار و شریر
بداندیش وبدخون حصین نمیر
برون تاخت با لشکر بی شمار
بزد خویش را برصف شهریار
ز سوی دگر عمر و حجاج تاخت
ابا نامداران دین رزم ساخت
سوار و پیاده همه فوج فوج
زهر سو چو دریا درآمد به موج
تو گفتی جهان پر زجوشن شده است
هوا همچو دریای آهن شده است
پر از تیغ شد صحنه ی کارزار
همی تافت چون برق ترک سوار
