بخش ۲۶ - تشریف فرمایی امام به خیمه ی فرزند
الهامی کرمانشاهیبیامد به بالین او کرد جای
به زانو گرفت آن سر عرش سای
ز بیننده مانند بارنده میغ
ببارید اشک و بگفت ای دریغ
که از تیشه ی کین و بیداد مرگ
نهال علی ع گشت بی بار و برگ
یکی پور مانده مرا ناتوان
به گرد اندرش مویه گر بانوان
نهد سر به پایش زن بی کسی
زند چنگ بردامنش نورسی
یکی گوید ای شاه بیمار من
چه شد آنکه بد مونس و یار من
یکی گوید ای مهربان چون پدر
چرا سایه بگرفت بابم ز سر
چه پاسخ دهد آن دم این ناتوان
بدان خردسالان و آن بانوان
