بخش ۸۴ - نامه نوشتن ابن زیاد به شام و مدینه
الهامی کرمانشاهیبه دست نوندی فرستاد تیز
به یثرب یکی نامه بنوشت نیز
به عمرو سعیدش بداد آگهی
که شد گیتی از آل حیدر تهی
سپس زاده ی سعد را پیش خواند
ز نیرنگ باوی چنین راز نماند
که منشور ری را بده تا دگر
گمارم در آن نیک و بد را نظر
عمر گفت آن نامه از این رهی
بشد یاوه زآن نیستم آگهی
بگفتا چنین نیست از بهر آن
تو آن زشت منشور کردی نهان
که چونت زنان قریش و حجاز
زبان ملامت نمایند باز
تو آن نامه برخویش سازی گواه
که خود را کنی پاک از این گناه
بگویی به فتوای ابن زیاد
به پا گشت اندر جهان این فساد
بده باز پس زود منشور ری
وگرنه کنم روز عمر تو طی
عمر زاده ی سعد بگریست زار
بگفتا چو من کیست بد روزگار
