بخش ۵۹ - به کاخ آویختن امیر مختار
الهامی کرمانشاهیچو زان کار شد اسپری چند گاه
بفرمود مختار کشور پناه
سر پور مرجانه و خواسته
همان زیور و گنج آراسته
بزرگان کوفه به بطحا برند
به فرزند شیر خدا بسپرند
یکی نامه بنگاشت آن کامیاب
به سوی محمد به مشک و گلاب
سر نامه بد نام نیکی دهش
که او می دهد بنده را پرورش
قدیمی که پیش از همه پیش هاست
برون ذاتش از فکر و اندیشه هاست
چو نه اولش هست و نه آخرش
نبینی تو در باطن و ظاهرش
برد پی همین قدر دانش که هست
خدایی کزویست بالا و پست
بری ذاتش از اتحاد و حلول
مبراست ذاتش زدرک عقول
