قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح شیخ حمیدالدین احمد واعظ
عراقیای صبا جلوه ده گلستان را
با نوا کن هزاردستان را
بر کن از خواب چشم نرگس را
تا نظاره کند گلستان را
دامن غنچه را پر از زر کن
تا دهد بلبل خوش الحان را
گل خوی کرده را کنی گر یاد
کند ایثار بر تو مرجان را
ژاله از روی لاله دور مکن
تا نسوزد ز شعله بستان را
مفشان شبنم از سر سبزه
به خضر بخش آب حیوان را
تا معطر شود همه آفاق
بگشایید زلف جانان را
بهر تشویش خاطر ما را
برفشان طره پریشان را
سر زلف بتان به رقص درآر
