لمعۀ شانزدهم
عراقییک استاد از پس ظل خیال چندین صور مختلف واشکال متضاد می نماید حرکات و سکنات و احکام و تصرفات همه بحکم او و او پس پرده نهان چون پرده براندازد ترا معلوم شود که حقیقت آن صور و افعال آن صور چیست
شعر
و کل الذیشاهدته فعل واحد
بمفرده لکن بحجب الاکنة
اذا ما ازال الستر لم ترغیره
و لمیبق بالاشکال اشکال ریبة
سر ان ربک واسع المغفرة آن اقتضا می کند که جملۀ کاینات ستر او باشد
آفتابی است حضرتش که دو کون
پیش او سایه بان همی یابم
و او فاعل پس آن سایه بانو هم لایشعرون که اگر سر والله خلقکم و ماتعملون با ایشان غمزه زدی جبرا و قهرا همه را معلوم شدی که
بیت
نسبت فعل و اقتدار بما
هم از آن رو بود که او باشد
والا آن را که بخود وجود نبود فعل چگونه بود اقتدارکی تواند بود
هم از او دان که جان سجود کند
ابر هم ز آفتاب جود کند
اصل همه فعل یکی است الا آنست که در هر محلی رنگی دیگر می نماید و در هر جایی نامی دیگر باید یسقی بماء واحد و نفضل بعضها علی بعض فی الاکل
