بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی نور وجه حبیبه بتجلیات الجمال فتلالا منه نورا و ابصر فیه غایات الکمال ففرح به سرورا فصدره علی یده و صافاه و آدم لم یکن شییا مذکورا و لا القلم کاتبا و لااللوح مسطورا فه
۳۰ شعر از عراقی
الحمدلله الذی نور وجه حبیبه بتجلیات الجمال فتلالا منه نورا و ابصر فیه غایات الکمال ففرح به سرورا فصدره علی یده و صافاه و آدم لم یکن شییا مذکورا و لا القلم کاتبا و لااللوح مسطورا فه
شرط عاشق آنست که هرچه دوست دوست دارد او نیز دوست دارد و اگر همه بعد و فراق بود و غالبا محبوب فراق و بعد محب خواهد تا محب از جفای او پناه بعشق برد که النار سوط یسوق اهل الله الی الل
اشتقاق عاشق و معشوق از عشق است و عشق در مقر خود از تعین منزه است و در حریم عین خود از بطون و ظهور مقدس ولیکن بهر اظهار کمال از آن روی که عین ذات خود است و صفات خود خود را در آینۀ ع
عشق را آتشی است که چون در دل افتد هرچه در دل یابد بسوزد تا حدی که صورت معشوق را نیز از دل محو کند مجنون مگردر این سوزش بود گفتند لیلی آمد گفت من خود لیلی ام و سر بگریبان فراغت فرو
محب چون خواهد که مراقب محبوب باشد چارۀ او آن بود که محبوب را بهرچشمی مراقب باشد و بهرنظری ناظر چه او را در هر علمی صورتی است و در هر صورتی وجهی است و در همه اشیاء ظهور او را مراقب