شمارهٔ ۲۶ - جایزه (پری)
میرزاده عشقیدلبرا ای که ترا طبع سخن پرور من
مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من
سکه ای را که پری لطف نمودی برسید
ای پری روی و پری خوی و پری پیکر من
تو خودت نیز پری هستی و بهتر زیرا
عوض این پری آن به که خودآیی بر من
از پری بودنت آنقدر به من معلومست
که مرا بینی و خود غایبی از منظر من
گرچه من سایه تو نیز ندیدم لیکن
باز هم کم نشود سایه تو از سر من
