فصل ۴۵
عینالقضات همدانیعاشق چون عدم استعداد وصول در خود مشاهده کند هر آینه که فراق ابدی تصورش باید کرد و آن درد نامتناهی بود پس بدین جهت عدم خواهد و نیابد بیچاره پیوسته از درد می نالد و جبین بر خاک مذلت می مالد و می گوید
اندر ره عشق حاصلی باید و نیست
در کوی امید ساحلی باید و نیست
گفتی که بصبر کار تو نیک شود
با صبر تو دانی که دلی باید و نیست
و آنچه مالک دینار قدس الله روحه گفت اللهم اذا ادخلتنی الجنة و قلت رضیت عنک یا مالک فاجعلنی ترابا فهی الجنة لاربابها سر این معنی است
