فصل ۱
بسم الله الرحمن الرحیم روح و عشق هر دو در یک زمان موجود شدند و از مکون در ظهور آمدند روح را بر عشق آمیزشی پدید آمد و عشق را با روح آویزشی ظاهر شد چون روح بخاصیت در عشق آویخت عشق از
۲۰۱ شعر از عینالقضات همدانی
بسم الله الرحمن الرحیم روح و عشق هر دو در یک زمان موجود شدند و از مکون در ظهور آمدند روح را بر عشق آمیزشی پدید آمد و عشق را با روح آویزشی ظاهر شد چون روح بخاصیت در عشق آویخت عشق از
چون سلطان روح بر مرکب عشق سوار شود رکاب دارش کم از جبرییل نیاید و غاشیه دارش کم از میکاییل در عالم عشق اگر بکار آیی تو در دفتر عشق در شمار آیی تو جبریل امین رکاب دار تو بود بر مرکب
معشوق چون بهاستار عزت محتجب بود و خود را بهکس ننماید بلکه کس را طاقت دیدار او از غایت ظهور او نبود درد عاشق بی درمان بود و محنتش بی پایان بود در شرح تعرف آورده است که چون محبوب در
عشق جز در آدمی صورت نگیرد زیرا که هرگز ملکی را با ملکی دیگر عشق نبوده است و نباشد و معقول در این اصل آنست که ملک را از کمال استغراق بحضرت جلت عظمته پروای دید غیر نبود پس او را بر غ
عاشق نخسبد و خفتن او عجب بود عجبا للمحب کیف ینام کل نوم علی المحب حرام ای برادر عاشق یا در مقام فراق بود یادر هودج وصال اگر در عالم فراق بود از الم و وجع خواب گرد او نگردد و آنچه گ