فصل ۶۱
عینالقضات همدانیعشق از توجه بوجهی مقدس است او روی در حسن و دلربایی و ملاحت و جان افزایی دارد و حسن و دلربایی و ملاحت و جان افزایی دانه و دام اوست پس بدین نسبت هرکه در جهانست غلام اوست و همگنان دانند که سر او را بقایی و فنا وجهی بود که از توجه مقدس بود ویبقی وجه ربک و چون او را توجهبوجهی نیست خود بجز وجه او هیچ وجه نیست کل من علیها فان کل شیی هالک الاوجهه انموذج این معنی در جهان کعبه است خلایق را در عبادات توجه بدو و او را بهیچ چیز توجه نه پروانه را توجه بشمع و شمع را توجه بسویی نه روی همه بآفتاب و آفتاب را توجه بطرفی نه عرش قبلۀ مقربان و عرش را قبله نه محمد مقتدای همه و او را بکس اقتدا نه وقل رب زدنی علما
چون روی بیک سوی ندارد دل من
ماناکه همی روی ندارد دل من
در عشق چنان شدم که در معرفتت
گویی که همی بوی ندارد دل من
