فصل ۷۱
عینالقضات همدانیمیان عاشق و معشوق بنوعی مناسبت باید تا عشقاز کمین مکون جمال نماید یکی از حکما این معنی در تقریری می آورد و نسبت آن بطیران طیور میکند و می نماید که طیور با غیر جنس خود الفت کمتر گیرند درین میان زاغی و کبوتری دیدند که با هم می پریدند عجب داشتند حکیم گفت میان ایشان در حالی مشاکلتی پدید آمده است که عروض آن موجب صحبت شده تفحص آن کردند دیدند که هر دو را عرجی عرضی حاصل شده بود فرمود که موجب ایتلاف ایشان درین پرواز این معنی بود و این سردقیق است ای عزیز چون در معنی یکی شوند و یگانگی ایشان بی شکی شود اگر در ظاهر یکی از دیگری غنی بود و مستغنی اما آن دیگری بدان یکی محتاج بود و مفتقر اما در باطن در هر دو یک معنی بود خفی از عقول بشری و ملکی که موجب مناسبت شده است یحبهم و یحبونه
فلا تحتقر نفسی وانت حبیبها
فکل أمره یصبوا الی من یجانس
عجب آنکه از دوستی خود اخبار می کند یحبهم و دوستی تو برخود اظهار میکند یحبونه نه اندک کاریست و بی مناسبتی است آه و هزار آه اگرچه یکی وصف قدیم است و یکی وصف حدث اما باری هست وذلک سر لایمکنکشفه بلسان المقال
