فصل ۱۵۲
عینالقضات همدانیدر عشق کار چشم برونق تراست از کار دل اگر چه با یکدیگر پیوسته حسد میکنند و پیوسته از یکدیگر می برند
القلب یحسد عینی لذة النظر
والعین یحسد قلبی لذة الفکر
ای درویش چشم عاشق بارگاه جمال معشوق است از آن مردم دیده همیشه در حرکتست و حرکت وی از دو وجه بیرون نیست یا از شادی آنکه با معشوق هم خانه شده است در تقلب است یا از خوف مغلوبی خود از شدت ظهور او بی او بد و در تقلب است و نیکوتر در این معنی آنست که اهل انطباع گفته اند که چون صورت مریی در محل رؤیت منطبع شود دیده دیده شود روحانی گفته است
چشمی دارم همه پر از صورت دوست
بادیده مراخوش است چون دوست در اوست
ازدیده و دوست فرق کردن نه نکوست
یا اوست بجای دیده یا دیده خود اوست
