فصول اربعه: بهار
وزد باد بهار احیای اموات گلستان را ز انفاس مسیحی تازه سازد عالم جان را کند گل جلوه و افغان کشد بلبل وزان هر دو رسد برگ و نوا محزون دلان بیت الاحزان را نهد هر لاله کوهی پر آتش عنبر
۴ شعر از امیرعلیشیر نوایی
وزد باد بهار احیای اموات گلستان را ز انفاس مسیحی تازه سازد عالم جان را کند گل جلوه و افغان کشد بلبل وزان هر دو رسد برگ و نوا محزون دلان بیت الاحزان را نهد هر لاله کوهی پر آتش عنبر
دگر شد بهر سنجیدن برابر عدل دوران را ز کافور و ز مشک روز و شب دو پله میزان را ولیکن مشک افزون تر شود گرچه هوا از برد کند کافور کاری هر نفس کوه و بیابان را شد از یبس دماغ دهر سودا غ
ز خرگه فلک آتش نهفت دود سحاب درا به خرگه و آتش فروز از می ناب نمونه بهر مشمع نمود قوس قزح پی لفافه خرگاه آسمان ز سحاب اگر نه ابر لفافست بهر خرگه چرخ ز تار قطره چرا هر طرف کشید طناب
باز آتش خور ساخت سمندر سرطان را افروخت چو آتشکده گلزار جهان را هم کرد عیان باد سموم آه حزین را هم ساخت بیان نار حجر سر نهان را از شعله و دود سحر و شام جهان سوخت مریخ و زحل کی کند ا