شمارهٔ ۱۰فصیحی هرویرباعیاتدلاکی دوش خونم از هر مژه ریختوز هر مویم ز دار دردی آویختهر موی که آوازه تیغش بشنیدهمچو مژه در حظیره دیده گریخت