شمارهٔ ۴۹فصیحی هرویرباعیاتآنم که ز من زبان سخن نپذیردگر روح شوم تمام تن نپذیرداز بس که شدم دست زد رد و قبولآیینه ز ننگ عکس من نپذیرد