شمارهٔ ۶۶
فصیحی هرویدر ساغر عیش باده خامان ریزند
عشاق ز دیده خون به دامان ریزند
بی درد کجا ذوق محبت ز کجا
این شهد به کام تلخکامان ریزند
در ساغر عیش باده خامان ریزند
عشاق ز دیده خون به دامان ریزند
بی درد کجا ذوق محبت ز کجا
این شهد به کام تلخکامان ریزند