غزل شمارهٔ ۲۰
فیض کاشانیاز جمال مصطفی رویی بیاد آمد مرا
وز دم و یس القرن بویی بیاد آمد مرا
فکرتم در سر معراج نبی اوجی گرفت
قرب حق سوی بی سویی بیاد آمد مرا
درکنار بحرعلم ساقی کوثر شدم
از بهشت معرفت جویی بیاد آمد مرا
سوی وجه الله رهی میخواستم روشن چو مهر
زاهل عصمت یک بیک رویی بیاد آمد مرا
زلف بر رخسار خوبان دیده ام از سرکنه
اهل ایمان را سر مویی بیاد آمد مرا
در شب تاری بدل نور عبادت چون نیافت
روی حورایی و گیسویی بیاد آمد مرا
فیض را در شاعری فکر کهن از یاد رفت
در حقیقت فکرت تویی بیاد آمد مرا
