شمارهٔ ۹
فروغی بسطامییک دو بیت از شاه می خوانم نگارا گوش کن
زان که هر یک هم سری با در غلتان می کند
قد سرو آسای تو زین سان که جولان می کند
عاشق دیوانه را سرمست و حیران می کند
نیست از دست غمت جمعی به عالم گوییا
هر کجا جمعی است زلف تو پریشان می کند
یک دو بیت از شاه می خوانم نگارا گوش کن
زان که هر یک هم سری با در غلتان می کند
قد سرو آسای تو زین سان که جولان می کند
عاشق دیوانه را سرمست و حیران می کند
نیست از دست غمت جمعی به عالم گوییا
هر کجا جمعی است زلف تو پریشان می کند