شمارهٔ ۱
ای بهشتی رخ طوبی قد خورشید لقا بشنو این بیت خوش از خسرو جاوید لقا تو اگر پای به دشت آری شیران دژم بگریزند ز پیش تو چو آهوی ختا با دو زلفت سخن از مشک ختن محض غلط با دو چشمت مثل از آ
۱۸ شعر از فروغی بسطامی
ای بهشتی رخ طوبی قد خورشید لقا بشنو این بیت خوش از خسرو جاوید لقا تو اگر پای به دشت آری شیران دژم بگریزند ز پیش تو چو آهوی ختا با دو زلفت سخن از مشک ختن محض غلط با دو چشمت مثل از آ
شیرین دهنا بشنو اشعار خوش خسرو از چشمه نوشینت یک قطره به کامم کن من خضر و سکندروار ظلمات نپیمایم زان آب حیات اینک یک جرعه به جامم کن چون خوی تو می دانم از لطف تو مایوسم باری ز سر ر
دوشینه که آن ماه مشک مو را در خانه کشیدم به صد بهانه این بیت ملک در خیالم آمد خون دلم از دیده شد روانه
مطربی زمزمه سر کرد سحر در گل زار رفتم از این غزل شاه به یک بار از کار مجلس ما چو بهشت است در این فصل بهار خیز ای ساقی مستان قدح باده بیار باده هم چو گل احمر یا لاله سرخ باده هم چو
برخیز نگارا که ز فرموده خسرو موزون غزلی چون قد دل جوی تو دارم نیکوست که در پیش تو خوانم غزل شاه زیرا که هوای رخ نیکوی تو دارم بشنو ز من اشعار ملک ناصردین را کز شوق همین جای به پهلو