شمارهٔ ۲۱
قاسم انوارنون گفت و قلم گفت تقدس و تعالا
اجمال ز تفصیل مبرهن شد و پیدا
تفصیل چه باشد گذر قطره بهامون
اجمال چه باشد صفت قطره بدریا
با قطره خطابی که ز تفصیل برون شو
با بحر عتابی که ز اجمال برون آ
با ابر خطابیست که بر اوج سما شو
با قطره باران که بر این اوج مکن جا
با باده خطاب اسکر و با جام ادر بود
با خم و صراحی سخن از عشق و تولا
با بحر دم از قطره زدن راه رشادست
با جام و صراحی سخن از مولی و مولا
رو دیده دل باز گشا تا که ببینی
دل بیت حرام آمد و جان مقصد اقصا
از جام می عشق تو جان مست و خرابست
احسنت و زهی جام و زهی جودت صهبا
قاسم بشب و روز همه حیرت و عشقست
زان روی دل افروز و زان زلف سمن سا
