شمارهٔ ۴۳
قاسم انوارسخنی می رود به صدق و صواب
جان عالم تویی به جان دریاب
جمله ذرات رو بدان سویند
که تویی جمله را ملاذ و مآب
با تو کس را برابری نرسد
که تویی مرجع ثواب و عقاب
دل و جان را کجا کند روشن
زاهد مرده واعظ در خواب
سعی کن سعی تا برون آری
کشتی عمر خویش از غرقاب
قاسمی عمر نازنین بگذشت
به شتابست عمر ما بشتاب
