شمارهٔ ۴۴
قاسم انوارسخنی می رود بوجه صواب
همه قشرند و دوست لب لباب
دوست در پرده می نماید روی
دل ما چاک می زند جلباب
ما و دلدار خوش نشسته بهم
اغلق الباب ایها البواب
از خدا رحمتیست پنهانی
دل بیدار و دیده بی خواب
هرچه آید از آن حبیب قلوب
جمله وحیست یا ورای حجاب
در شادی و دیدن دلدار
بگشای ای مفتح الابواب
قاسمی این مقلدان کورند
ره نبینند در خطاب و صواب
