شمارهٔ ۴۷
قاسم انوارلن ترانی می رسد از طور موسی را جواب
چون خطاب از دوست آید سر بنه گردن متاب
گر ز حق ترسیده از فریاد یا ربی بزن
تا دمادم بشنوی از حق خطاب مستطاب
چنک می گوید اغثنی یا ودود از سوز عشق
گر تو فانی گشته ای ارنی است در بانگ رباب
جام می می نوش و از نزدیک ما دوری مکن
آخر ای نادان مگر نشنیده ای من غاب خاب
مدتی لبیک و سعدیکی بزن در راه دین
تا ترا لبیک آید از خدا اندر جواب
دل بدلبندی بده یا زنده مانی جاودان
این سخن مشهور باشد در حدیث شیخ و شاب
تا تو دربند حجابی غافلی بی بهره ای
قاسمی گر مرد راهی وارهان دل از حجاب
