شمارهٔ ۶۹
قاسم انواردین هر کس بقدر صدق و صفاست
دیدن عاشقان طریق فناست
چند پرسی لباب عرفان چیست
آنچه با فهم تو نیاید راست
سخن سر این معما را
تو ندانسته ای مگو که خطاست
خواستم جام داد و عذر بگفت
عذر این را کجا توانم خواست
در ریاض ابد بفیض ازل
جان ما را هزار نشو و نماست
قبله گم کرده ام رو بنما
که جمال تو قبله دلهاست
قاسمی آسمان الا الله
گرچه بالا بود ولی بی لاست
