شمارهٔ ۲۹۹
قاسم انواردر هیچ زمان غیر بدل راه ندادند
قومی که مریدند و گروهی که مرادند
آنها که کمالات و جمالات تو دیدند
بر خاک همه جبهه تسلیم نهادند
در صومعه و مسجد و می خانه رسیدیم
قومی ز تو غمگین و گروهی ز تو شادند
قومیکه دل و دین بهوای تو بدادند
آنها همه شادند که از اهل رشادند
مستند بسودای تو در مسکن دلها
گر اهل بیاضند و گر اهل سوادند
این گنج نهان راکه نهادند درین کوی
بر هیچ کس این سر نهانی نگشادند
قاسم چو ز اسرار تو رمزی بشنیدند
سلطان سلاطین و فریدون و قبادند
