شمارهٔ ۵۹۳
قاسم انوارپر گشت جهان از می گل رنگ مغانه
امروز می آرید میآرید بهانه
در مدرسه عشق تو ما مست خرابیم
در بحث قدیمیم و حدیث حدثان نه
هر دل که توجه بتو دارد بهمه حال
جان را برهانید ز وسواس زمانه
گر جرم و خطا عفو کنی آن کرم تست
از تو کرم آید همه ای شاه یگانه
ما رو بتو داریم بهر حال که هستیم
گر مسجد و می خانه و گر دیر مغانه
مقصد همه عشقست وگر نی بجز از عشق
هرچیز که باشد همه افسون و فسانه
صیاد ازل ناوک تقدیر چو انداخت
مقصود دل ماست که دل بود نشانه
خوش می روی ای دوست خرامان بخرابات
با سرمه زیبایی و کاکل زده شانه
هرکس بهواییست درین کوی و مرادی
قاسم بمی و شاهد و با چنگ و چغانه
