شمارهٔ ۶۳۳
قاسم انواردلا ز باده و خم خانه که می پرسی
ز چشم و غمزه مستانه که می پرسی
هزار خانه برانداخت عشق عالم سوز
درین خرابه تو از خانه که می پرسی
گذشت نوبت کیخسرو و فریدون شد
درین دیار تو افسانه که می پرسی
تو جان جمله جهانی و شاه موجودات
به جان تو که ز جانانه که می پرسی
هزار بحر پر از موج درناب خوشاب
گدای تست ز دردانه که می پرسی
تراست رتبت سبحانی اعظم الشانی
ز جعد گیسو و از شانه که می پرسی
گذشت قصر جلالت ز سقف عرش مجید
زهی کمال ز کاشانه که می پرسی
تو شمع جانی و جان جهان چو پروانه
درین میانه ز پروانه که می پرسی
به پیش قاسم بی دل که بحر جرعه اوست
ز جام باده و پیمانه که می پرسی
