شمارهٔ ۳۵ - در مدح میر ابونصر مملان
قطران تبریزیبه ابروان چو کمانی به زلفگان چو کمند
لبانت سوده عقیق و رخانت ساده پرند
پرند لاله فروش و عقیق لؤلؤپوش
کمان غالیه توز و کمند مشکین بند
شکفته نرگس داری به زیر خم کمان
دمیده سنبل داری به زیر بند کمند
به خط جادویی آراسته پرند به مشک
به دست نیکویی آمیخته عقیق به قند
دو چشم و دو لب و دو عارض و دو زلفت هست
نشاط و انده و ناز و نیاز و سود و گزند
هوات بر دل من چند گونه دام نهاد
بلات بر تن من چند گونه بند افکند
میان دامم و چشمم همی نبیند دام
به زیر بندم و چشمم همی نبیند بند
به رنگ روی تو اندر هزار حیله و رنگ
