شمارهٔ ۸۹ - در مدح ابوالمعمر
قطران تبریزینگه کن روی آن دلبر چو نقش لعبت بربر
دو گلنارش ببین پر مار و دو مارش ببین پرپر
لبش ماننده مرجان برش ماننده مرمر
رخش پیرایه کشمیر و قدش فتنه کشمر
لبانش برده رنگ از می رخانش برده نور از خور
به شب بر دو رخش خور بین به روز از دو لبش میخور
به چین زلف چون سنبل به تاب جعد چون عنبر
چو چوگان بسته در چوگان چو چنبر بسته در چنبر
به گرد بسدش لؤلؤ به گرد نرگسش نشتر
ز پیکان زخم این بهتر ز شکر طعم آن خوشتر
دل من گشت چون نیلی بسان برگ نیلوفر
چو من سوی هوا پویم شود پایم بسان پر
ایا از جان گرامی تر ز بخت نیک فرخ تر
مرا دایم ز عشق تو دو لب خشک و دو دیده تر
