شمارهٔ ۱۳۱ - در تهنیت عروسی ابوالحسن لشکری
قطران تبریزیالا ای ماه مشکین مو به پیش آر آن می مشکین
ملا کن ساغر و برنه به دست عاشق مسکین
از آن رخشنده خرم که عشاق را شود زو کم
ز فکرت غم ز دیده نم ز بالا خم ز چهره چین
به رنگ چهره معشوق و اشک دیده عاشق
کزین خرم شود محزون وز آن شادان شود غمگین
به مدت پیرو مردم را شود زو جان و دل برنا
به خوردن تلخ و مردم را شود زو خواب و خور شیرین
به بوی نرگس و نسرین و رنگ لاله و گلنار
به رنگ لاله و گلنار بوی نرگس و نسرین
ربودن باید اکنون جام و خوردن باید اکنون می
نشاندن باید اکنون مهر و کندن باید اکنون کین
کشیده مطربان در بزم دستان از پی دستان
زده فرزانگان در شهر آذین از پی آذین
ببینی نیکخواهان را شده دل با خوشی یکسان
