شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح فخرالامراء امیر ابوالمعالی
قطران تبریزیای ماه شبه زلف مشک خالی
خالی نشود جانم از تو حالی
کندن نتوان نقش مهرت از دل
گویی که بدل بر نشان خالی
ناهید بدت خال و مشتری عم
لیکن حسد عم و رشک خالی
دل را بدو زلفین مدام دامی
جان را بدو خال سیاه حالی
از عنبر جعد و زلف مشکین
بر ماه دو هفته غالیه چو ماهی
ماهی و جز اندر روان نتابی
سروی و جز اندر روان نبالی
نالی کند از ناله قد سروی
زان قد چو سرو میان نالی
زلفانت بکردار دال کرده
ابدال ز عشق تو پشت دالی
ای نرگس تو جایگاه نیرنگ
ای لاله تو معدن لیالی
