شمارهٔ ۲
قطران تبریزیدلا تا کی همی جویی منی را
چه داری دوست هرزه دشمنی را
چرا جویی وفا از بی وفایی
چه کوبی بیهده سرد آهنی را
ایا سوسن بناگوشی که داری
برشگ خویشتن هر سوسنی را
یکی زین برزن ناراه تر شو
که بر آتش نشانی برزنی را
دل من ارزنی عشق تو گویی
چه سایی زیر گویی ارزنی را
ببخشا ای پسر بر من ببخشا
مکش در عشق خیره چون منی را
