شمارهٔ ۷۷
قطران تبریزیای تویی بیچارگان را چاره و فریادرس
ایزد از هر دو بند و سختی مر ترا فریادرس
هرکه را رنجی بدو آمد تو برداری ازو
بر ندارد رنج تو جز کردکار پاک و بس
جز بکردار نشاط و ناز نگذاری قدم
جز بگفتار وفا و جود نگشایی نفس
ایزدت فریادرس بادا بهر کاری کجا
خلق عالم را بهر کاری تویی فریادرس
