عنوان اول (در شناختن نفس خویش)
امام محمد غزالیبدان که کلید معرفت خدای عزوجل معرفت نفس خویش است و برای این گفته اند من عرف نفسه فقد عرف ربه و نیز برای این است که گفت ایزد سبحانه و تعالی سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق گفت نشانهای خود در عالم و در نفوس ایشان به ایشان نماییم تا حقیقت ایشان را پیدا شود
در جمله هیچ چیز به تو از تو نزدیکتر نیست چون خود را نشناسی دیگری را چون شناسی و همانا که گویی من خویشتن را همی شناسم و غلط می کنی که چنین شناختن کلید معرفت حق را نشاید که ستور از خویشتن همین شناسد که تو از خویشتن سر و روی و دست و پای و گوشت و پوست ظاهر بیش نشناسی و از باطن خود این قدرشناسی که چون گرسنه شوی نان خوری و چون خشمت آید در کسی افتی و چون شهوت غلبه کند قصد نکاح کنی و همه ستوران با تو در این برابرند پس تو را حقیقت خود طلب باید کرد تا خود چه چیزی و از کجا آمده و کجا خواهی رفت و اندر این منزلگاه به چه کار آمده و تو را برای چه آفریده اند و سعادت تو چیست و در چیست و شقاوت تو چیست و در چیست
و این صفات که در باطن تو جمع کرده اند بعضی صفات ستوران و بعضی صفات ددگان و بعضی صفات دیوان و بعضی صفات فرشتگان است تو از این جمله کدامی و کدام است که آن حقیقت گوهر توست و دیگران غریب عاریت اند که چون این ندانی سعادت خود طلب نتوانی کرد چه هر یکی را از این غذایی دیگر است و سعادتی دیگر است غذای ستور و سعادت وی خوردن و خفتن و گشنی کردن است
