بخش ۳ - اصل اول
امام محمد غزالیبدان که هر که مسلمان شود اول واجب بر وی آن است که معنی کلمه لااله الاالله محمد رسول الله را که به زبان گفت به دل بداند و باور کند چنان که هیچ شک را به وی راه نبود و چون باور کرد دل وی بر آن قرار گرفت چنان که شک را بدان راه نبود این کفایت بود در اصل مسلمانی و دانستن به دلیل و برهان فرض عین نیست بر هر مسلمانی که رسول ص عرب را به طلب دلیل و خواندن کلام و جستن و شبهتها جواب آن نفرمود بلکه تصدیق و باور داشتن کفایت کرد و درجه عموم خلق بیش از این نباشد
اما لابد است که فرقی باشند که ایشان راه سخن گفتن بدانند و اگر کسی شبهتی افکند تا عامی را از آن بیفکند ایشان را زبان آن باشد که آن شبهت را دفع کنند و این صنعت را کلام گویند و این فرض کفایت بود که در هر شهری یک دو تن بدین صفت باشند بس بود و عامی صاحب اعتقاد باشد و متکلم شحنه و بدرقه اعتقاد وی باشد
اما حقیقت معرفت خود راهی دیگر است و رأی این هر دو مقام و مقدمه آن مجاهدت است تا کسی راه مجاهدت و ریاضت نرود تمام وی بدان درجه نرسد و مسلم نباشد وی را بدان دعوی کرد که زیان آن بیش از سود وی باشد و مثال وی چون کسی بود که پیش از پرهیز کردن دارو خورد بیم آن بود که هلاک شود چه آن دارو به صفت اخلاط معده وی گردد و از او شفا حاصل نیاید و در بیماری زیادت کند
