بخش ۲۳ - پیدا کردن حقیقت و روح نماز
امام محمد غزالیبدان که آنچه گفتیم کالبد و صورت نماز است و این صورت را حقیقتی است که آن روح وی است بر جمله آنگاه هر عملی را از اعمال نماز و هر ذکری را از اذکار روحی دیگر است خاص که اگر اصل روح نباشد نماز همچون آدمی مرده باشد کالبدی بی جان و اگر اصل باشد ولیکن آداب و اعمال تمام نباشد همچون آدمی چشم کنده و گوش و بینی بریده باشد و اگر اعمال باشد ولیکن روح و حقیقت آن با وی به هم نباشد همچنان بود که چشم دارد و بینایی ندارد و گوش دارد و شنوایی ندارد
و اصل روح نماز خشوع است و حاضر بودن دل در جمله نماز که مقصود نماز راست داشتن دل است با حق تعالی و تازه کردن ذکر حق تعالی بر سبیل هیبت و تعظیم چنان که حق تعالی گفت و اقم الصلوه للذکری نماز به پای دار برای یاد کرد مرا و رسول ص گفت که بسا کسا که نصیب وی از نماز جز رنج و ماندگی نیست و این آن بود که به کالبد نماز کند و به دل غافل و گفت که بسیار بنده بود که نماز کند و از نماز وی بیش از ده یک یا شش یک ننویسند و آن مقدار نویسند از نماز هر کسی که به دل در آن حاضر باشد گفت نماز چنان کن که کسی را وداع خواهی کرد یعنی خود را و هوای خود را وداع کن بلکه هر چه جز حق است آن را وداع کن و همگی خود به نماز ده و برای این بود که عایشه می گوید که رسول ص با ما حدیث می کردی و ما نیز با وی چون وقت نماز درآمدی گفتی که هرگز ما را نشناخته است از مشغولی که بودی به عظمت حق تعالی
