بخش ۲۵ - پیدا کردن حقیقت قرائت و ارکان نماز
امام محمد غزالیبدان که هر کلمتی را که در نماز بباید گفتن حقیقتی است که باید معلوم بود و باید که گوینده بدان صفت باشد تا صادق بود مثلا معنی الله اکبر آن است که وی بزرگتر است اگر این معنی نداند جاهل باشد و اگر داند ولیکن در دل وی چیزی است بزرگتر از حق تعالی صادق نباشد وی را گویند این سخن راست است و تو دروغ می گویی و هر گه که چیز دیگر را مطیع تر باشد از آن که حق تعالی را آن چیز نزدیک وی بزرگتر است و معبود و اله وی آن است که وی مطیع اوست چنان که حق تعالی گفت افرایت من اتخذالهه هویه و چون گفت وجهت وجهی معنی آن است که روی دل از همه عالم بگردانیدم و به حق تعالی آوردم اگر دل وی در این وقت به هیچ چیز دیگر نگران است این سخن وی دروغ است و چون اول سخن در مناجات با حق تعالی دروغ بود خطر آن معلوم باشد و چون گفت حنیفا مسلما دعوی مسلمانی کرد و رسول ص گفت که مسلمان آن کس است که مسلمانان از دست و زبان وی سلامت یابند باید که بدین صفت بود یا عزم کند که چنین کند
و چون الحمدالله گوید باید که نعمتهای حق تعالی بر دل تازه گرداند و همه دل وی به صفت شکر گردد که این کلمه شکر است و شکر به دل بود و چون ایاک نعبد گوید باید که حقیقت اخلاص بر دل وی تازه شود و چون اهدنا گوید باید که دل وی به صفت تضرع و زاری شود که سوال هدایت می کند
و هر کلمتی از تسبیح و تهلیل و قرایت همچنین باید که باشد چنان که می داند و دل وی به صفت آن معنی می گردد و شرح آن دراز باشد
اگر می باید که از حقیقت نماز نصیب یابد چنین باید که باشد و اگر نه به صورت بی معنی قناعت کرده باشد
