بخش ۵۰ - سنتهای روزه نیز شش است
امام محمد غزالیتاخیر سحور و تعجیل افطار به خرما یا به آب و مسواک دست به داشتن پس از زوال و سخاوت کردن به صدقه و طعام دادن و قرآن بسیار خواندن و اعتکاف گرفتن خاصه در دهه بازپسین که شب قدر در اوست و رسول ص در این ده روزه جامه خواب درنوشتی و ازار بر بستی عبادت را و از اهل بیت او هیچ نیاسودندی از عبادت و شب قدر یا بیست و یکم است یا بیست و سه یا بیست و پنج یا بیست و هفت و این ممکن تر است و اولیتر آن بود که اعتکاف در این ده روز پیوسته دارد و اگر نذر کرده است که پیوسته دارد لازم بود که جز به قضای حاجت بیرون نیاید و آن قدر که وضو کند در خانه بیش نایستد اگر به نماز جنازه یا به عیادت بیماری یا به گواهی یا به تجدید طهارتی بیرون آید اعتکاف بریده شود و از دست شستن و نان خوردن و خفتن در مسجد باکی نباشد و هرگه که باز آید از قضای حجت باید که نیت تازه کند
حقیقت و سر روزه
بدان که روزه بر سه درجه است روزه عوام و روزه خواص و روزه خاص الخاص
اما روزه عوام آن است که گفته آمد و غایت آن نگاهداشتن فرج و بطن است و این کمترین درجات است
و اما روزه خاص الخواص بلندترین درجات است و آن آن است که دل خود را از اندیشه هرچه جز خدای است نگاه دارد و همگی خود بدو دهد و از هر چه جز اوست به ظاهر و باطن روزه دارد و به هرچه اندیشه کند جز احدیت حق و آنچه بدو تعلق دارد این روزه گشاده شود و اگر در غرض دنیا اندیشد اگر چه مباح بود این روزه باطل شود مگر دنیایی که یاور وی باشد در راه دین که آن از دنیا نبود تا گفته اند که اگر به روز تدبیر آن کند که روزه به چه گشاید خطایی بر او نویسند که این دلیل آن بود که به رزقی که او وعده کرده که بدو خواهد دادن واثق نیست و این درجه اولیا و صدیقان است و هرکسی بر بالای این نرسد
