بخش ۳۰ - عقد سیم (سلم است)
امام محمد غزالیو در وی ده شرط است که نگاه می باید داشت
شرط اول آن که در وقت عقد بگوید که این سیم یا این زر یا این جامه آنچه باشد سلم دادم در خرواری گندم مثلا قیمت آن چنین و چنین و هر صفت که ممکن بود که بدان قیمت بگردد مقصود بود و در آن مسامحت نرود در عادت همه بگویند تا معلوم شود و آن دیگر گوید پذیرفتم و اگر به دل لفظ سلم گوید چیزی از تو خریدم بدین صفت و بدین صفت هم روا بود
شرط دوم آن که هرچه می دهد به گزاف ندهد بلکه وزن و مقدار آن معلوم باید کرد تا اگر حاجت آید که باز خواهد داند که چه داده است
شرط سوم آن که هم در مجلس عقد راس المال تسلیم کند
شرط چهارم آن که بهسلم چیزی دهد که به وصف حال وی معلوم شود چون حبوب و پنبه و پشم و ابریشم و شیر و گوشت و حیوان اما هرچه معجون بود از هرچیزی که مقدار هریکی ندانند چون غالیه یامرکب بود از هر چیزی چون کمان یا مصنوع بود چون کفش و موزه و نعلین و تیر تراشیده سلم در وی باطل بود که صفت نپذیرد و درست آن است که سلم در نان روا بود اگرچه آمیخته است به نمک و آب ولیکن آن مقدار مقصود نبود و جهالتی نیارد
شرط پنجم آن که اگر به اجل می خرد که وقت معلوم بود نگوید که تا ادراک غله این متفاوت بود و اگر گوید تا نوروز و دو نوروز معروف باشد و یا تا جمادی درست بود و بر اول حمل کنند
