بخش ۵ - پیدا کردن طریق معالجه
امام محمد غزالیبدان که هرکه می خواهد که خلقی را از خود بیرون کند یک طریق بیش نیست و آن آن است که هرچیز را مه خلق همی فرماید خلاف آن همی کند که شهوت را جز مخالفت نشکند و هرچیز را ضد وی شکند چنان که علاج علتی که از گرمی خیزد سردی خوردن است هر علت که از خشم خیزد علاج وی بردباری کردن است و هرچه از تکبر خیزد علاج وی تواضع کردن است و هرچه از بخل خیزد علاج وی مال دادن است و همچنین است همه
پس هرکه کاری نیکو عادت کند خلق نیکو اندر وی پدید آید و سر این که شریعت به کار نیکو فرموده است این است که مقصود از این گردیدن دل است از صورت رشت به صورت نیکو و هرچه آدمی به تکلف عادت کند طبع وی شود که کودک از ابتدا از دبیرستان برمد و از تعلیم گریزان بود و چون وی را به الزام فرا تعلیم دارند طبع وی شود و چون بزرگ شود لذت وی اندر علم بود و از آن صبر نتواند کرد بلکه کسی که کبوتر بازیدن یا شطرنج بازیدن یا قمار عادت کند چنان که طبع او گردد همه راحتهای دنیا و هر چه دارد اندر سر آن دهد و دست از آن بندارد
بلکه چیزها که برخلاف طبع است به سبب عادت طبیعت گردد تا کسانی باشند که فخر کنند بر عیاری و بر آن که بر چوب خوردن و دست بریدن صبر کنند و مخنثان با فضیحتی کار ایشان با یکدیگر در مخنثی فخر کنند بلکه اگر کسی نظاره کند میان حجامان و کناسان همچنان اندر کار خود با یکدیگر فخر کنند که علما و ملوک نکنند و این همه ثمره عادت است بلکه کسی که به گل خوردن خو فرا کند چنان شود که از آن صبر نتواند کرد و بر بیماری و خطر هلاک صبر می کند
